آیا می دانید محبت کردن بهترین راه تربیت است؟

اینکه یک کودک چقدر تربیت پذیر باشد، در درجه اول بستگی به این دارد که احساس کند چقدر مورد محبت قرار دارد و چقدر به عنوان یک انسان و عضو خانواده او را به حساب می آورند. تربیت، جزئی لاینفک ازهرکاری است که برای کودک و با کودک انجام می دهیم.

زمانی وظیفه مادری را با تغذیه شیرمادر و شروع تدریجی غذای کمکی و از شیرگرفتن به انجام رسانیده اید ، اینک نوبت انجام سایرجنبه های مادری است. چنانچه وظایف مادری را تا به حال خوب به انجام رسانیده باشید اینک نیز در حال تربیت کودک خود در موقعیت مطلوب هستید.

همچنانکه شیرخوار و کودک بزرگتر می شود محتاج آموزش راه رفتن درست، صحبت کردن و گاه اصلاح می گردد تا بتواند راه و رسم زندگی را فراگیرد.اگر پایه و اساس احساس امنیت در شیرخوارگی ریخته شود و اگر والدین را افرادی مهربان، مؤدب و احترام کننده به دیگران ببیند، خودش هم همین کار را خواهد کرد؛ زیرا تمایل دارد که والدین از او راضی باشند. از طرفی باید توجه داشته باشیم که او کودک است و در حال رشد ؛ ناتوانی های زیادی دارد ، درک او محدود است و تجربه ای نیز نیندوخته. لذا نباید انتظارمان خارج از توان و درجه رشد و تکامل او باشد و لازم است او را به خاطر بی تجربه بودنش راهنمایی کنیم. باید بفهمیم که چه وقت نمی فهمد و مشکل دارد و چه طور با او حرف بزنیم که درک کند. ممکن است بارها لازم باشد که تکرار کنیم و تذکر بدهیم.

همیشه باید از خود سؤال کنیم که چه می خواهیم بکنیم؟ و حس کنیم چگونه می خواهیم این کار را انجام دهیم. وقتی راه صحیحی را انتخاب کردیم نباید یکباره تغییر جهت بدهیم . باید طوری عمل کنیم که او نیز دچار مشکل نشود. کودکان از شیرخوارگی به بعد نیاز به راهنمایی توأم با محبت دارند. به این معنی که بفهمند ظرفیت و توان آنها را در نظر داریم، تحقیرشان نمی کنیم و، آبرویشان را نمی بریم و با مهربانی آنها را راهنمایی می کنیم. الیزابت هورمن در مورد نیازهای کودکان نوپا چنین می نویسد:” ما فکر می کنیم که همه کودکان با مشاهده جلوه های انسانیت ؛ غمخواربودن و دوستی ، شفقت و احترام به دیگران و … را می آموزند. ولی همیشه این طور نیست . باید به آنها یاد داد، باید حرف زد. نمی توان انتظار داشت که با نگاه به ما یاد بگیرند. از طرفی چنانچه اشتباه کردند باید به درستی راهنمایی شوند. باید رفتار قابل قبول را به آنها تفهیم کنیم، انتظاراتی را که از آنها داریم به شکلی که قابل دسترسی باشند معین کنیم و هر زمان که اشتباه کردند جلو آنها را بگیریم، باید در نظر داشت همه اینها اقدام های لازم تربیتی هستند.”

گاهی باید جلو آنها را بگیریم. باید هشیار باشیم که به کسی آزار نرسانند، لوازم دیگران را برندارند، به آنچه در اختیار دارند صدمه نزنند. باید تفاوت رفتار طبیعی کودک نوپا و کودکان کم سن و سال را از رفتاری که حاکی از شلوغ کاری و از هم گسیختگی و غیرقابل کنترل بودن است، جدا کنیم. راهنمایی کردن یک کودک برای این که او را از یک راه اشتباه منصرف کنیم کارآسانی نیست و این وظیفه ماست که وقت بگذاریم و با صحبت و رفتار خاص ، فکر یا راه او را اصلاح کنیم. ما به عنوان والدین، بهتر از دیگران فرزندمان را می شناسیم و می دانیم او لوس است و کارش درست یا غلط است. زیرا به او مهر ورزیده ایم و به شایستگی احترام کرده ایم . پس ما برای تربیت او و گذرانیدن او از مراحل مختلف و یاد دادن درست و غلط ، قوانین و ایجاد شخصیت، تواناتر از دیگران هستیم. راهنمایی کردن توأم با دلسوزی و مهربانی، قدم مهمی از مراقبت کودکان به حساب می آید و به آنها کمک می کند که نسبت به افراد خانواده و جامعه مهربان بوده و افرادی قابل احترام و دوست داشتنی باشند.