۰۴ تیر ۱۳۹۸
تیر ۴, ۱۳۹۸

معرفی موسیقی راک

تیر ۴, ۱۳۹۸ ۰ دیدگاه

معرفی موسیقی راک

موسیقی راک گونه‌ای موسیقی عامه پسند که در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی در امریکا با شکل گرفت و از نظر تأثیرات اجتماعی و گستردگی شنوندگانش در بین انواع موسیقی بی‌همتا است. نام راک کوتاه شده عبارت راک اند رول است و از فعل to rock در زبان انگلیسی به معنای جنباندن و تکان خوردن می‌آید.
از اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی نام راک اند رول صرفاً به موسیقی دهه ۵۰ و ۶۰ اطلاق شده ولی نام راک همچنان به‌عنوان نام فراگیر این گونه (که شامل راک اند رول هم می‌شود) به‌کار می‌رود. این موسیقی در بلوز ریشه دارد.

راک اند رول (Rock & Roll)
راک اند رول که یکی از سبکهای تأثیر گذار و متداول در موسیقی راک است، روندی غیر قابل پیش بینی را طی کرده در ابتدا زمانی که راک بازها موسیقی کانتری وبلوز را با هم تلفیق کردند، راک دارای مشخصه‌های بارزی مثل آنارشیسم بود ولی بعدها با گذشت زمان، این مشخصه نادیده گرفته شد و این نوع موسیقی به سمت کسب مهارت و ایجاد تحول رفت.

از موسیقی پر انرژی Chuck Berry گرفته تا هارمونی‌های زیبای بیتلز و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما راک اند رول جذابیت موسیقیایی خودش را فقط برای چند سال حفظ کرد. با گوناگونی بسیاری که در سبک‌های مختلف راک به وجود آمد، به قول بعضی از متخصصین هسته اصلی راک از هم پاشید.

پاپ-راک Pop-Rock
پاپ-راک یکی از عمده ترین شاخه‌های موسیقی محسوب می‌شود که به طور کلی به هر نوع موسیقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock می‌گویند. از ویژگیهای این سبک ملودیک و گیرا بودن موسیقی آن است.

سافت راک Soft Rock
گرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پایه گذاری شد اما زمزمه‌های آن از اواخر دهه شصت آغاز شده بود. سافت راک موسیقی ملایمی‌ست که بیشتر تکیه بر خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسیقی یکی از ویژگیهای این سبک است.
سافت راک تا حدی متمایل به پاپ-راک است اما با فضایی ملایمتر و نرمتر. گروههایی مثل کارپنترز و شیکاگو تکیه بر موسیقی ساده و ملودیک داشتند و در طول حیات خود با تهیه کنندگان مختلفی هم کار کردند. در طول دههٔ هفتاد، سافت راک بازار موسیقی را تحت تأثیر خود قرار داد و به طور جدی موسیقی تلفیقی هم عصر خودش را دچار دگرگونی کرد.

Grunge
سبکی که اوج درخشش آن در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبدیل به محبوب ترین سبک هارد راک این دهه شد و این درخشش نتیجه خلاقیت Kurt Cobain و بقیه اعضای Nirvana بود. سبکی که از دل Black Sabbath برخاست و حاصل ترکیب موسیقی punk و Heavy metal بود و البته گرایشش بیشتر به سمت پانک بود تا Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسیقیاییش. اما در نحوه نواختن ریف‌ها به Heavy metal شباهت بیشتری داشت.

این سبک دارای دو نسل و دورهٔ مشخص است: نسل اول شامل گروه‌های Green River، Mud honey میشه که این موج هنوز هم ادامه داره و ریف‌های آن سنگین تر و خشن تر از ریف‌های دورهٔ دومه. مشهور ترین گروه از موج دوم Nirvana است که موسیقی آن ملودیک تر از سایر گروه‌های Grunge است و مهم‌ترین ویژگی اون stop-start زیاد اونه.

متاسفانه در کشور ما Nirvana رو فقط متعلق به سبک Alternative Metal می‌دونن و به تبع اون هر گروهی رو که در موسیقیش stop-start به کار می‌بره به این سبک مربوط می‌دونن؛ البته سبک‌های موسیقی هارد راک و متال آنقدر متنوع اند که به سختی میشه مرزی مشخص بین اونا کشید.

هارد راک Hard Rock
از نظرِ اکثریت دست اندر کاران موسیقی،. چرا که شباهتهای بسیار زیادی بهم دارند. در هر دو مورد صدای خشن گیتار کاملاً قابل تشخیص است و بطورِ معمول نقش اساسی را در گروه، خواننده اجرا می‌کند که معمولاً وظیفه نواختن سازی را هم به عهده دارد.

اگر چه تفاوتهای اساسی نیز دیده می‌شود از جمله لزوم وجود ریتم در پس زمینه موسیقی هارد راک. در صورتی که این ویژگی در موسیقی هوی متال دیده نمی‌شود بلکه این نوع موسیقی بر صدای خشن گیتار و ریتمهای کوبه‌ای تکیه دارد.
هارد راک در اواخر دههٔ ۶۰ رشد خودشو رو آغاز کرد و به‌عنوان یک موسیقی روان گردان باب شد و تحولی در زمینه موسیقی راک ایجاد کرد. در هارد راک کمتر از Blues از بداهه نوازی استفاده میشه و در عین حال به خشونت سبک هوی متال نیست. اگرچه همون سولوهای طولانی و همان صداهای خشن در هارد راک نیز هست. در این سبک این ریتمها و ریفها هستند که بیشترین اهمیت را دارن و باید به بلندترین شکل ممکن نواخته بشوند.

اسکورپیینز (انگلیسی: The Scorpions) گروه هارد راک آلمانی است که با فروش بیش از ۲۵۰ ملیون آلبوم جایگاه خودش را به عنوان یکی از موفق‌ترین گروه‌های راک قاره اروپا ثبت کرده‌است.

این گروه از پرفروشترین گروههایراک و همچنین موسیقی به شمار میرود. رودلف شنکر (آواز و گیتار الکتریک) این گروه را با حضور کارل-هینز فولمر (گیتار لید)، لوتار هیمبرگ (گیتار بیس) و ولفگنگ دزیونی (درام) در سال ۱۹۶۹ در هانوور تشکیل داد. سپس در سال ۱۹۹۱ برادر کوچک شنکر به نام میخایل (گیتار لید) و دوست صمصیمی‌اش کلوز مین (آواز) به گروه پیوستند. در سال ۱۹۷۲ گروه موفق شد اولین آلبومشان را به نام «Lonesome Crow» ضبط کند.
ُScorpions آهنگهای زیبا و پرطرفدار زیادی از جمله ((Still Loving you))و ((Are You The One)) و ((A Moment In A Million Years)) را اجرا کردند که باعث محبوبین آنان گشت.

اسکوررپیونز از معدود گروههای راک دنیا میباشد که کنسرت و تورهای بزرگی اجرا می‌کند.
هرچند اسکورپیینز در دهه ۷۰ میلادی نیز شناخته شده بود (مخصوصآ در ژاپن)، اما بیش از هر چیز با ترانه‌های «Rock You Like a Hurricane» در سال ۱۹۸۴ و «Wind of Change» در سال ۱۹۹۰ به شهرت رسید.

Punk Rock
اعضای پانک عقاید آزادیخاهانه شون رو از طریق هنرهای مختلف ابراز می‌کنن، که مهم‌ترین اونها موزیک ه. همچنین نقاشی، شعر، و داستان کوتاه. پانک‌ها از این طریق از خلاقیتشون برای به نمایش گذاشتن نارضایتیشون از ظلمها و استبداد حاکم بر جامعه، استفاده می‌کنند.

موسیقی پانک دارای Lyric‌های خشمگین و تند و سریعیه، در مورد مدرسه((Academy، ناخشنودی از شرایط اجتماعی، ارتباطها ((relationships، و مسائل خانوادگی. یکی دیگه از مشخصات این سبک اینه که بعضی از آهنگهاش به کوتاهی ۲ دقیقه‌است.

ولی حتی تو این زمان کم، آهنگهاش می‌تونن حس خواننده رو منتقل کنن- که این آهنگها معمولاً خشم و عصبانیت رو نشون می‌دن. هدف این موزیک شوک آوردن، اهانت کردن، و حمله کردن به دیدگاههای عام است!
طرز لباس پوشیدن punk‌ها هم بیانگر دیدگاه این سبک است. پانک‌ها خودشون رو به شکلی در می‌آرن که خارج از عرف باشه؛ به این ترتیب حسی که نسبت به جامعه دارن، و همچنین ظلم‌ها و فقر در جامعه رو منعکس می‌کنن. اونها از وسایل معمولی ای مثل دکمه، تیغ، سوزن، و تکه‌های پارچه به عنوان سمبل حس‌هایی که می‌خوان بیان کنن، استفاده می‌کنن. پانک بودن کمک می‌کنه که هر کس بتونه فردیت (شخصیت) خاص خودش رو پیدا کنه، بدون اینکه از طرد شدن یا مورد قبول واقع نشدن بترسه.
برای مثال، روی کلاه sweatshirt پانکی، تکه‌ای پارچه دوخته شده که کلمهٔ Unity روی آن نوشته شده‌است… این معانی مختلفی می‌تونه داشته باشه، و در راس- خواستن وحدت در جامعه. و ژاکت جین پاره پوره‌ای که روی اون کلمه‌های مختلفی نوشته شده که نشون دهندهٔ سختیها، دردها، و ظلمهاییه که جامعه ایجاد می‌کند، می‌باشد.

پارگی لباس پانکها منعکس کنندهٔ فقر در جامعه و همچنین خشم است! در بین دختر و پسرهای punk شلوار جین‌هایی که رنگ و روشون رفته هم زیاد دیده می‌شه. بعضی از دخترها در پانک دامن‌های کوتاه یا شلوار چرم هم می‌پوشن؛ همچنین گاهی آرایش غلیظ، ولی خلاف عرف. موهاشون رو به رنگ‌های عجیب غریب می‌کنن، و به صورت نا مرتب یا به حالات غیر معمول در می‌آرن- درست خلاف اون چیزی که تو جامعه مورد قبوله!
در اواخر دهه ۶۰ و دهه ۷۰، رویدادهای اجتماعی، مانند جنگ ویتنام، تورم، و بیکاری، در موسیقی آن دوران خودش رو منعکس می‌کرد. در حالی که موسیقی جدی تر می‌شد، اما ارتطباتش با مسایل روزمره زندگی کم می‌شد و در بیشتر حالت فرار از واقعیات می‌گرفت. در همین زمان بود که گروههای پانک در انگلیس با تأثیر گرفتن از این جو، و همچنین با کمک از موسیقی بعضی ازگروه‌های آمریکایی، رو به گسترش رفتند. از اولین و مشهورترین این گروهها، The Sex Pistols بود.

اشعار پانک بیشتر به محکوم کردن طبقهٔ اشراف انگلیس و بی صداقتیشون، و همینطور به اعتراض‌های ناامیدانه و خشونت بار بر مسایل و مشکلات اجتماعی، می‌پرداخت.

در سال ۱۹۷۶، مدیر گروه The Sex Pistols، مصاحبه‌ای با BBC ترتیب داد، که در آن اعضای The Sex Pistols عقایدشون رو رک و راست، و در خیلی از مواقع توهین آمیز به عموم ابراز کردند. در پی این مصاحبه وزیر آموزش و پرورش انگلیس و هیات مدیرهٔ هنر لندن، مخالفتشون رو با پانک‌ها نشون دادند و به مردم ”قول دادند“ از پانک‌ها جلوگیری کنند!!
و بعد از همین مصاحبه بود که پانک‌ها با مخالفت بیشتر عموم در انگلیس و به تدریج در اروپا مواجه شدند. اما این مخالفت نتیجهٔ عکس داشت و تعداد بیشتری رو نیز به سوی خود جلب کرد. پانک باعث می‌شد مردم نگاهی به برخی حقایق بیاندازند، و عموم مردم از چیزی که می‌دیدن خوششون نمی‌آمد.
(مثل اون جملهٔ سینوهه که می‌گه: ”ممکن است لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم تغییر کنه، اما حماقت آنها عوض نخواهد شد؛ و در تمام اعصار می‌توان به وسیلهٔ گفته‌ها و نوشته‌های دروغ مردم را فریفت. زیرا همانطور که مگس عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ریا و وعده‌های پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست می‌دارند.)…. در کل پیام اصلی پانک این بود که هر کس، خودش باشه….

اینطوری انتقاد کنیم

یاد بگیریم چگونه یک انتقاد را هنرمندانه مطرح کنیم و چگونه از فضای موجود در جهت تایید و تاثیر بیشتر آن کمک بگیریم انتقاد پذیری افراد هم بسیار بیشتر خواهد شد. و امید تاثیر یک انتقاد به شکل تضمینی افزایش پیدا خواهد کرد.

انتقاد کردن

قطعا انتقاد پذیر بودن موجب اثر بخشی یک انتقاد خوب می شود اما کمتر کسی دیده می شود که انتقاد پذیر باشد. معمولا افراد خوب و منطقی هم در مقابل انتقاد کمی مقاومت و ناراحتی نشان می دهند. پس اگر بخواهیم با حساب کردن روی انتقاد پذیری همسرمان از او انتقاد کنیم، هر چند حرفمان منطقی باشد، بازهم نباید به نتیجه بخش بودن آن چندان امیدوار باشیم. یا از نتیجه عکس گرفتن، غافلگیر و مایوس شویم. انتقاد پذیری ظرفیت و تحملی می خواهد که در اثر خود ساختگی و رسیدن به کمالات اخلاقی به دست می آید. لذا چقدر کم اند کسانی که واقعا انتقاد پذیر باشند.

اما اگر یاد بگیریم چگونه یک انتقاد را هنرمندانه مطرح کنیم و چگونه از فضای موجود در جهت تایید و تاثیر بیشتر آن کمک بگیریم ،انتقاد پذیری افراد هم بسیار بیشتر خواهد شد. و امید تاثیر یک انتقاد به شکل تضمینی افزایش پیدا خواهد کرد.

هدف و احساسات ما

قبل از شروع انتقاد باید هدفمان را از انتقاد روشن کنیم و در این زمینه کاملا هوشمندانه و واقع بینانه عمل کنیم. زیرا آدمها وقتی مغلوب احساسات مختلفی مثل خشم، هیجان و … می شوند، حتی خودشان را هم فریب می دهند. بسیاری از اوقات حرفی را به عنوان انتقاد مثلا برای اصلاح طرف مقابل مطرح می کنیم اما واقعا قصد انتقام گرفتن داریم. لذا هر چند ظاهر عبارات مودبانه و نرم هستند، اما احساسی که این عبارات نرم منتقل می کنند، خشمگین کننده است. و ما واقعا همین را می خواهیم چون ناراحتیم و قصد انتقام گرفتن داریم. اتفاقا بیشتر انتقادهای ما در همان حین ناراحتی و عصبیتمان بیان می شود برای همین هم همیشه به درجه انتقاد ناپذیری افراد افزوده می شود.

وقتی اینطوری انتقاد می کنیم نباید انتظار گرفتن نتیجه مثبتی داشته باشیم. فقط حرفهای منطقی و درست برای اتخاذ نتیجه خوب کافی نیست. نیت و احساس ما هم در حین بیان، منتقل کننده چیزهای تاثیر گذاری است. انرژیهایی که از احساسات و نیت ما ساطع می شود را نباید نادیده بگیریم گاهی تاثیر این انرژیهای منفی از تاثیر کلام مثبت ما بسیار بیشتر است. لذا با وجود اینکه حرفهای خوبی می زنیم احساس بدی را منتقل می کنیم.

دو پهلو انتقاد نکنید

وقتی از کسی انتقاد می کنید ممکن است این احساس را نیز به او منتقل کنید که از دست او ناراحت و عصبانی هستید .به دلیل فهم و درک همین مطلب احتمال بدبینی هم افزایش پیدا می کند. لذا انتقاد های دو پهلو بیشتر با معنای بد برداشت خواهند شد. وقتی انتقاد می کنید واضح، کوتاه ،جدی و صمیمانه و بدون موضعگیری حرف بزنید.

فضا سازی برای انتقاد موثر

قطعا برخی اوقات برای انتقاد کردن بهتر از برخی زمانهای دیگر اند. مثلا وقتی کسی عصبانی است ، انتقاد کردن از او جز کش دادن دعوا نتیجه دیگری ندارد. اما وقتی عاطفی است زمینه بهتری برای شنیدن و پذیرفتن دارد . در دلی که آماده پذیرفتن است اگر چیزی بکارید امید به ثمر دادنش بیشتر است.

مثلا اگر زن هستید و می خواهید از شوهرتان انتقاد کنید لحظاتی که بدون مزاحمت بچه ها با هم انس گرفته اید، به تقدیر از زحمات گذشته او و تعریف و تحسین از صفات خوبش بپردازید. به هیچ وجه قصد فریب یا تظاهر نداشته باشید بلکه واقعی و از روی احساس درونیتان حرف بزنید و به هوش و ادارک او احترام بگذارید و او را احمق فرض نکنید هر چند در بیان کردن احساساتش چندان توانایی کلامی نداشته باشد.

به صورت جزئی بعضی از کارهای خوبش را مثال بزنید و از زحمات سختی که در روزهای سخت زندگی کشیده یاد کنید و یکی یکی آنها را مورد تقدیر قرار دهید. بگذارید بداند که به همه ارزشها ، خوبیها و زحماتش توجه دارید و ناسپاس نیستید. اگر مغرور نباشید و در تعریف و تحسین از روی غرور یا بخل کوتاهی نکنید، احساسات بسیار خوبی را به او منتقل خواهید کرد. شاید برخوردش ابتدائا خوب نباشد و حرفی بزند که ناراحتتان کند. زیاد اهمیت ندهید و وارد معنا و احساسات ساطع شده از آن کلمه نروید. سعی کنید این کلمات را به حساب ناواردی او در ارتباط برقرار کردن و گفتگو کردن بگذارید.

به هر حال حال خوشی را ایجاد کنید و نگران سوئ استفاده نباشید. اگر فضای عاطفی خوبی که منتظر آن بودید ایجاد شد، خیلی کوتاه و مختصر انتقاد را مطرح کنید. مثلا بگویید ای کاش فقط فلان صفت بد را ترک می کردی.

همسر

اما دیگر وارد جزئیات نشوید و حتی اگر خودش بحث کرد و چیزهایی گفت شما درگیر بحث نشوید و انتقاد را مختصر رها کنید. بگذارید سکوت بقیه کار را به عهده بگیرد. اگر بتوانید بعد از انتقاد یک سکوت موثر ایجاد کنید و به او فرصت فکر کردن بدهید ، بهتر به نتیجه خواهید رسید. اما از ابتدا تا انتها حواستان به یک چیز باشد . اینکه قصد بحث و جدل نداریم. بلکه می خواهیم توجه او را به چیزی که به آن توجه ندارد جلب کنیم. یا زشتی رفتاری را که از آن غافل است را به او بفهمانیم پس جدا باید از عصبانی کردن، مسخره کردن، تهدید کردن، موضعگیری کردن و … بپرهیزیم.

اگر مرد هستید و می خواهید از این روش استفاده کنید می توانید همه این مراحل را طی کنید اما توجه داشته باشید که زنان بیشتر از تقدیر، به تعریف و تحسین از زیبایی ، هنر های خانه داری ، و میران علاقه شما به خودشان و… اهمیت می دهند. این تفاوتها را در نظر بگیرید.

منبع:تبیان